بينندگان شبكه صداي آمريكا(VOA) بيست و يكم بهمن 1390 ناگهان شاهد پخش مصاحبهاي غيرمنتظره و غيرمتعارف از اين شبكه بودند، ارگان رسمي دولت آمريكا به پرويز ثابتي ، مرد امنيتي رژيم پهلوي، بعد از 33 سال سكوت تريبون داد تا او در آستانه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي به دفاع از شاه و ساواك و بيان خاطرات خود بپردازد.
قالب غيرحرفهاي و غيرچالشي اين مصاحبه از نكات مهمي بود كه نميتوان به آساني از آن گذشت، مجري صداي آمريكا عملا با يك صداي ضبط شده كه همراه تصاوير قديمي پخش ميشد، مصاحبه ميكرد نه با خود ثابتي و البته به دلايلي كه قابل حدس زدن است صداي آمريكا هيچ سوال چالشي درباره فجايع ساواك و شكنجههاي قرون وسطايي آن از ثابتي نپرسيد.
پرويز ثابتي كه مشاور امنيتي رضا پهلوي، فرزند شاه مخلوع نيز محسوب ميشود، در مورد نوشتن خاطراتش گفت: خاطراتم را از همان اول انقلاب نوشتهام ولي تا حالا منتشر نكردهام، مسائل منفي را نگفته بودم كه مورد سوءاستفاده جمهوري اسلامي قرار نگيرد و تنش نيروهاي مخالف رژيم را زياد نكند!
ثابتي در مورد ارتباط ساواك و شخص خودش با موساد و سيا گفت: باسيا و موساد در تماس بوديم و ارتباط حرفهاي داشتيم، مبادله اطلاعاتي داشتيم و سفر به اسرائيل هم ميكردم، ولي رابطه خارج از مسائل اداري با موساد نداشتم!
او در تحليلي درباره علل سقوط رژيم شاه گفت: تا سال 55 همه نيروهاي مسلح ضد رژيم شاه سركوب شده بودند اما افرادي كه زندان رفته بودند و بيرون آمده بودند داراي تجربه شده بودند.
پرويز ثابتي درباره مقاله اهانتآميز روزنامه اطلاعات به قلم احمد رشيدي مطلق عليه امام خميني(ره) گفت: مقاله 17 دي به سفارش شخص شاه نوشته شد و اين به خاطر عصبانيت شاه از ختمهاي پيدرپي مصطفي خميني در ايران بود و اين چهلمها را موتلفه و فداييان اسلام به راه انداختند.
وي در ادامه با اشاره به تدابير رژيم شاه براي مقابله با جريان انقلاب اسلامي گفت: وقتي ليست دستگيريها را پيش شاه برديم، شاه گفت نهضت آزادي و جبهه ملي چون كميته حقوق بشر راه انداختهاند و با آمريكاييها مرتبط هستند، نميخواهد اينها را بگيريد، با دستگيري طلاب فيضيه قم هم مخالفت كرد، اما با دستگيري وعاظ افراطي موافقت كرد.
ثابتي كه به شكنجههاي غيرانساني شهرت دارد، گفت: من هميشه با شكنجه مخالف بودم، نه شكنجه كردم و نه بازجويي كردهام!
وي افزود: در زمان مصدق كه الان ميگويند سمبل دموكراسي است، شكنجه بشدت برقرار بود!
يكي از گفتههاي بسيار شايع درمورد ثابتي اين است كه راننده پرويز ثابتي، در برابر چشمان مردم، مردي را كه به همسر ثابتي نگاه كرده بود با شليك گلوله كشت، اين قتل در زمان قدرت ثابتي و سالهاي پاياني حكومت شاه، در كفاشي «شارل ژوردن» در خيابان وزراي تهران اتفاق افتاد.
اين مصاحبه جنجالي حتي در ميان چهرههاي مخالف جمهوري اسلامي هم ـ كه قبلا در زندانهاي شاه از نزديك با ثابتي آشنا بودند ـ بازتابهايي را برانگيخت و سبب واكنشهاي بعضاً تند آنها شد.
يدالله بلدي از چهرههاي هوادار سازمانهاي چپ ماركسيستي در مقالهاي در اين خــــــصـوص نوشت: «مصاحبهكننده با پرويز ثابتي، كه از سوي صداي آمريكا به مصاحبه با مهمترين مقام امنيت داخلي در سياهترين سالهاي ديكتاتوري شاه نشسته است، زحمت اين را به خود نداده است كه به اسناد عفو بينالملل و صليب سرخ در دهه ۱۹۷۰ ميلادي كه در دسترس همه است مراجعه كند تا دريابد داوري ناظران بيطرف بينالمللي درباره دستگاه تحت مسووليت آقاي ثابتي چه بود. صدها قرباني و شاهد زنده شكنجه شده توسط زيردستان ثابتي در اروپا و آمريكاي شمالي در دسترساند و يك روزنامهنگار زبده حتي اگر به اظهارات تكتك افراد اعتماد نكند، ميتواند با مقايسه اطلاعات منابع مختلف، به حقيقت امر راه يابد.
اين چهره اپوزيسيون تاكيد كرده است: آقاي ثابتي بايد پاسخگو باشند كه آيا روئيدن حلبيآبادها، حصيرآبادها و زاغهها در اطراف شهرها و زندگي رقتبار مردم فقير بلوچستان، بشاگرد و ديگر نقاط محروم، سانسور كتاب، مجله و روزنامه و خاموش كردن صداي روشنفكران و پايمال كردن حقوق اقليتهاي قومي و دخالت ندادن مردم در اداره امور كشور و اجبار به عضويت در حزب رستاخيز و رفتار شكنجهگران اداره زير دست ايشان در شأن ملت بزرگ ايران بود؟ آقاي ثابتي به ياد ميآوريد كفاش زحمتكشي را كه به علت احترام قائل نشدن براي همسر شما توسط محافظ و راننده ايشان به قتل رسيد و هيچگاه محاكمه نشد؟ آيا جنايتهايي اينچنين در شأن ملت بزرگ ايران بود؟
سهراب مبشري از زندانيان سياسي قبل از انقلاب كه به گروه چريكهاي فدايي خلق وابستگي دارد هم در مطلبي نوشت:لازم است همه كساني كه شهادت يا مدركي در مورد جنايات اداره امنيت داخلي (حوزه مسووليت پرويز ثابتي) دارند، از ياري حقوقدانان، گروههاي مدافع حقوق بشر و همه آزاديخواهان بهرهمند شوند تا بتوانند عليه آقاي پرويز ثابتي، مقيم محلي كه آقاي سيامك دهقانپور كارمند صداي آمريكا ميداند، اقامه دعواي حقوقي كنند و شرم بر هر يك از ما باد اگر در فرصت بعدي كه براي گفتوگو با آقاي رضا پهلوي پيش آمد، نظر او را درباره چنين دعوايي جويا نشويم.
پيشنهاد من به بازماندگان جانباختگان در شكنجهگاههاي ساواك، به قربانيان شكنجه كه امروز بين مايند اين است: ميدانم كه هر كنكاشي در آن رنجها، به نوعي دوباره از سرگذراندن آنهاست. اما يكي از مسوولان اصلي آن فجايع، در محيطي دوباره سر برآورده است كه دستگاه قضايي دارد... در آمريكا نيز شايد بتوان دعاوي جنايي يا جنحه (سيويل) در مورد قتل و شكنجه را، آن هم در موردي كه محل اختفاي متهم پس از 30 سال روشن شده باشد، پيگيري كرد.
مبشري افزود : با تأسف شاهد آنيم كه آقاي ثابتي ميتواند بدون آن كه هيچ واكنشي از سوي خبرنگار برانگيزد، بگويد «بنده هميشه به سهم خودم با شكنجه كه يك چيز غيرقانوني بود مخالفت كردهام و چون حقوق خوانده بودم به سهم خودم هميشه با هرچيزي كه منجر به شكنجه شود مخالفت كردهام و هيچ وقت هم خودم نه شكنجه ديدهام (منظور اين است كه شاهد شكنجه نبوده است ـ س. م.) و نه بازجويي كردهام».
خبرنگار، آنقدر نادان و فاقد آمادگي است كه نميگويد آقاي ثابتي، شما مسووليت اعمال كل دستگاه امنيت داخلي رژيم شاه را به گردن داريد. گيرم كه ادعاي شما در مورد عدم دخالت شخصي در شكنجه را بپذيريم (كه البته اين نيز قطعا قابل پيگيري و به احتمال زياد رد كردن است)، با انبوه مدارك درباره جنايات دستگاه تحت مسووليت خود چه ميكنيد؟ مگر آدولف آيشمن صرفا با اثبات نقش او به عنوان جنايتكار پشت ميز نشين محكوم نشد؟
وي افزوده است: در سالهاي قدر قدرتي ساواك، دهها نفر در زير شكنجه جان باختند. افزون بر آن، گزارشهاي سازمان صليب سرخ جهاني در سالهاي ۱٣۵۵ و ۱٣۵۶ به هنگام بازديد از زندانها نشانگر وجود شكنجه بوده است. آقاي ثابتي، اكثريت مردم ايران اعترافات شكنجهگراني مانند تهراني، آرش كمالي و شاهين را از تلويزيون مشاهده كردند و انكار شما نميتواند واقعيات را كتمان كند.
گفتني است ثابتي در اول آبان 1357 و هنگامي كه دريافت رژيم شاه رفتني است، به آمريكا رفت و در فلوريدا ساكن شد.
در آمريكا، پرويز ثابتي، نــــام كوچك خود را به «پيتر» تغيير داد و همچنان فعاليتهاي خود را در زمينه خريد و فروش زمين و ساختمان سازي در آمريكا و فرانسه ادامه داد.
اغلب معاملاتي كه ثابتي انجام ميدهد به نام همسر و دو دخترش ميباشد و در محضر يكي از بستگانش در آمريكا، به نام هوشنگ ثابتي، به ثبت ميرسد. ثابتي، مالك چند شركت ساختماني در آمريكا و اروپاست.